اخلاق و مسئولیت پذیری اجتماعی دانشگاه نسبت به جامعه

خرید بک لینک


نقش نهادهای آموزشی و پژوهشی در شکل گیری فرهنگ و جهانبینی جوامع انسانی انکار ناپذیر است. در واقع بخش مهمی از داده های مرتبط با بلوک های سازنده فرهنگ شناختی جامعه از طریق نخبگان فعال در نهادهای آموزشی و پژوهشی تولید و منتشر می گردد. با این حال، با توجه به گسترش فناوری اطلاعات، افراد جامعه پیوسته در معرض داده های قرار دارند که از طریق منابع غیر علمی و مجعول تولید میشوند و یا تولید و اشاعه این داده ها همراه با اغراض سیاسی، اقتصادی، امنیتی و یا تفریحی است و لزوما داده های دریافتی علمی، مستدل و منطبق با واقع نیستند. در واقع جوامع انسانی و نیز دولت های مستقر پیوسته درگیر جنگ روانی از سوی منابع شناخته و ناشناخته قرار دارند. در این مقاله تلاش می گردد چگونگی تقویت مبانی شناختی فرهنگ جامعه در مقابله با داده های مجعول و جنگ روانی تبیین گردد. در این راستا، نقش مراکز علمی و پژوهشی جهت ارتقای مهارت های شناختی افراد جامعه از طریق گسترش فرهنگ نقد منابع اطلاعاتی تبیین میگردد. علاه براین، اهمیت تدوین و تصویب قوانین و مقررات مرتبط جهت پیشگیری و خنثی سازی جنگ روانی علیه فرهنگ جامعه بررسی خواهد شد.
نفی شیوه های سلبی و تقویت روش های اثباتی
برای ارتقای امنیت شناختی فرهنگ جامعه در برخی کشورهای مختلف، موضوع تحدید میزان دسترسی شهروندان به اطلاعات به عنوان یک گزینه ارایه گردیده است.تاریخ نشر و اشاعه اطلاعات در این جوامع متناسب با رشد فناوری نشر متفاوت بوده است. پیش فرض اصلی این بود که مسیر تولید و نشر داده ها در جامعه تحت کنترل کامل باشد. لذا سانسور سیستماتیک آثار تولید شده و نیز تقویت فرهنگ خودسانسوری در دستور کار قرار گرفت و در قالب روش های سلبی حتی با اشاعه دهندگان داده های که از جانب مراجع ذیصلاح نامطلوب معرفی میشدند، برخوردهای حقوقی و قضایی صورت می پذیرفت.
با این حال، پیامدهای روانشاختی و فرهنگی این شیوه همراه با نتایج مخرب و نامطلوب بود. به عبارتی، افراد بیش از آن که به داده های موجود مراجعه کنند بیشتر با حرص و ولع به جستجوی منابعی بودند که در جامعه با نشر و اشاعه آنها مخالفت میشد. کتاب های زیرزمینی، شب نامه ها و حتی شایعات و منابع غیر رسمی از اعتبار و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار شدند وهر آنچه از جانب مراجع قانونی منع شده بود از طرف شهروندان به عنوان منابع معتبر تفسیر میشد، به گونه ی که در بلند مدت از آثار ناشران رسمی استقبال کمتری در مقایسه با آثار غیر رسمی صورت می پذیرفت. با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات این معضل دوچندان شد، چرا که دسترسی افراد به اینترنت و امکان بهره مندی از برنامه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی از یک سو هزینه کنترل و تحدید داده ها را برای دولت ها سنگین تر نمود و از دیگر سو میزان بمباران اطلاعاتی افراد جامعه از جانب منابع مختلف چندین برابر شد.
شهروندانی که روزگاری نیازهای خود را با تهیه آثار مکتوب، نوار، سی دی و ویدئو در بازار سیا تامین میکردند، به ناگاه با دسترسی به اینترنت و ماهواره با اقیانوسی از داده ها روبرو شدند که نه توان تحلیل صحیح آنها را داشتند و نه اشتیاقی برای فرار از آنها. در این شرایط شهروندان و مخاطبین در جایگاه قربانیان شناختی منابع اطلاعاتی قرار گرفتند و صاحبان سرمایه و قدرت، مدیریت اذهان توده های سرگردان و حیران را در دست گرفته و با اندک تحریک، آنها را فوج فوج از این سو به آن سو به حرکت در می آوردند. گروهی را تشویق به خرید های غیر ضرور اقلام و کالاهای نامرغوب می کنند، آن زمان که منافع تجاری و بازاریابی و تجارت در میان است و برای اقناع مشتریان دست به جعل و اشاعه داده هایی میزنند که برای فریب افراد، به دروغ به متخصصان و مشاهیر استناد داده میشود. فی المثل با بیان نقل قولی از ارسطو، ابن سینا، اینشتن و ...مشتری را ترغیب به خرید کالای تجاری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... می کنند. در یکی دو دهه اخیر حتی چندین نظام سیاسی بدین طریق و با بهره مندی از منابع اطلاعاتی اینترنتی و ماهواره ی ساقط گردیدند. جالب این است این اتفاق بیشتر در جوامعی صورت پذیرفت که بیشتر در قالب روش های سلبی در پی مدیریت اطلاغات و فرهنگ شناختی جامعه بودند. اینکه در این جوامع دروغ لباس حقیقت را می پوشد و اخلاق جامعه به انحطاط کشیده میشود از مخرب ترین پیامدهای روش های سلبی تحدید اطلاعات تلقی می گردد.
از دیگر سو و در طی چند دهه گذشته، بهره مندی از روش های اثباتی جهت مدیریت داده ها در جامعه و بهره مندی از منابع پژوهشی با حضور دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و صاحبنظران جهت تقویت قدرت تحلیل اطلاعات نزد افراد در برخی از کشورها به شکل سیستماتیک در دستور کار قرار گرقنه است. پیش فرض در این روش آن است که به جای تحدید داده ها، ضروری است به شهروندان در مواجهه با طوفان اطلاعاتی، آموزش های مرتبط با تجزیه و تحلیل اطلاعات و شیوه تشخیص منابع معتبر داده شود. مقایسه کشوری همچون سوئد با برخی کشورهای اروپای شرقی و یا برخی کشورهای خاورمیانه در فرایند مدیریت اطلاعات، پرده از لایه پنهانی بر میدارد که توجه به آن اجتناب ناپذیر است.
شاید بسیاری از مردم جهان کشور سوئد را به درستی به عنوان یکی از کشورهایی بشناسند که از بیشترین آزادی تولید، نشر و گردش اطلاعات در جهان بهره مند است. با این حال، این افراد احتمالا از دیگر روی سکه که دلالت بر لایه پنهان و اجرای روش های سیستماتیک علمی و شناختی جهت واکسینه کردن افراد جامعه در مقابل منابع شناختی مجعول و مغرض است، بی اطلاع هستند. به عبارتی در جامعه ی که به شکل پیوسته از سوی گروه های سیاسی داخلی و نیز مراکز تجاری و تفریحی داخلی و بین المللی، سیلی از داده ها به سوی افراد جامعه روان است، با این حال امکان آسیب شاخص های مسلط فرهنگ شناختی جامعه ومعیارهای اخلاقی و ارزش های مورد نظر این جامعه بسیار ضعیف تر از کشورهای است که در پی تحدید اطلاعات می باشند.
یکی از مهمترین روش های که در سوئد جهت مدیریت اطلاعات و افزایش قدرت ارزیابی داده ها در جامعه مورد استفاده قرار میگرد، روش "نقد منبع" است که در طول دوران تحصیلات و به عنوان بخشی از هر درس در مدارس و طول دوران تحصیلی به تکرار به افراد آموزش داده میشوند. به طوری که این موضوع برای افراد تازه وارد و مهاجرین به این کشور گاها خسته کننده به نظر میرسد. نقش آفرینی گسترده وزارت آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی و گنجاندن "روش نقد منبع" به عنوان یکی از اهداف مهم آموزشی در جامعه دلالت بر این اصل اساسی دارد که عدم توانمندی افراد جامعه در نقد و تحلیل منابع داده های دریافتی صرفا یک موضوع شخصی نیست که پیامد منفی آن فقط متوجه فرد مربوطه گردد، بلکه موضوعی راهبردی و مرتبط با کلیت جامعه است که عدم توجه به آن منجر به فروریختن شالوده ارزش ها، اخلاق و امنیت کشور میگردد. به عبارتی فعالیت های اقتصادی، کنش ها و واکنش های سیاسی و اجتماعی و کلیه شاخص های فرهنگ شناختی جامعه تحت تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم منابع و مراجع داده ها قرار دارد و عدم توانمندی افراد در تشخیص ماهیت منابع، چرایی و چگونگی آنها و نیز غفلت از اهداف پنهان منابع اطلاعاتی منجر به انهدام قرهنگ شناختی مردم و فاجعه اخلاقی در جامعه و بهره برداری صاحبان قدرت و ثروت می شود. مواردی که در سر فصل "نقد منبع" تدریس و مورد توجه قرار دارد در واقع پاسخ به پرسش های همچون چه چیزی، چه کسی، چرا، چه زمانی و چگونه میباشد.
چیستی منابع
در گام نخست افراد باید از بدو شروع تحصیلات با چیستی و ماهیت آنچه که منبع نامیده میشود آشنا گردند. برای مثال به فراگیران آموزش داده میشود که منابع یا مکتوب، یا شفاهی و یا فیزیکی میباشند. از اینرو کتاب ها، مقالات، سایت ها، وبلاگ ها، دانشنامه ها، نامه ها و مکاتبات و موارد مشابه به عنوان منابع مکتوب معرفی میشوند. از دیگر سو سخنرانی ها، مصاحبه ها، فیلم ها، تولیدات سمعی بصری در رادیو، تلویزیون و سایت های اینترنتی و کانال های ماهواره ی و نقل قول ها و روایت های شفاهی از گذشته تا حال و موارد مشابه به عنوان منابع شفاهی تبیین میگردد. علاوه بر این با اشاره به کتیبه ها و اکتشافات تاریخی و آثار باستانی و نیز با تشریح چگونگی ایفای نقش یک شیء به عنوان منبع اطلاعاتی فیزیکی، نیز توصیف میگردد. شناخت فراگیران از این واقعیت ساده به آن معناست که افراد در بدو فرایند دریافت و تحلیل اطلاعات و بدون توجه به محتوای آن یاد میگیرند که منبع اطلاعاتی آنها چیست.
اصالت و هدف منابع
در گام دوم و در ذیل سر فصل درس "نقد منابع" افراد باید به این پرسش پاسخ دهند که این منبع توسط چه کسی تولید شده و هدف و نیت از تولید آن چه بوده است. در همین مرحله برای فراگیران تبیین میگردد که هدف از تولید یک منبع ممکن است علمی، تجاری، سیاسی، دینی، تفریحی و دیگر موارد باشد. با آموزش این مهارت ساده و تکرار آن در مراحل مختلف آموزشی، افراد اولین مرحله واکسیناسیون در مقابل طوفان های اطلاعاتی را دریافت میکنند. برای مثال، هر چند روزنامه آفتونبلادت یکی از بزرگترین رسانه های مکتوب سوئد است ولی همه افراد میدانند این رسانه دارای خط و مشی حزب سوسیال دمکرات ها ست و لذا از همان ابتدا با این پیش فرض اطلاغات این رسانه را دریافت میکنند گو آنکه مطالب و محتوای این رسانه دارای سو گیری سیاسی بوده و با هدف تقویت حزب مورد نظر و تضعیف دیگر احزاب تولید و تنظیم شده است. نکته دیگرتاِئبد اصالت منبع اطلاعات است. آیا این سند در واقع همان روزنامه آفتون بلادت است یا یک سند جعلی است که به دروغ خود را در مقام این رسانه معرفی میکند؟ نویسنده و تولید کننده این منبع کیست و هدف آن چه بوده و در چه زمانی این محتوا را تولید نموده؟ در این نگاه افراد یاد میگیرند که هر کسی میتواند خود را خبرنگار و تحلیل گر معرفی کند ولی در عین حال میزان وابستگی عقیدتی، سیاسی و اقتصادی وی به راحتی قابل رصد است و فراگیران برای رصد اطلاعات و تحلیل های دقیق از همان ابتدا از ماهیت داده های منبع مورد نظر مطلع میشوند و با هوشیاری به پردازش و مدیریت داده ها اقدام میکنند. اساسا تمایز میان خبرنگار، تحلیل گر و نویسنده بی طرف با خبرنگار، تحلیل گر و نویسنده حامی یک جریان خاص بر همین مبنا قابل رصد است.
زمان
شاخص زمان از دیگر متغیرهای مهم در قرایند نقد منبع است. پرسش این است که اطلاعات مندرج در منبع چه زمانی تولید شده اند. آیا شخص راوی خود در زمان رویداد انجام شده حضور داشته است؟ یا اینکه در محل انجام فعل حضور نداشته و مدت ها بعد از حادثه یا عمل انجام شده در محل حضور یافته است؟ برای مثال گزارشگر یک شبکه به اصطلاح خبری همچون صدای آمریکا به نقل از خبرنگاری که در ایران حضور نداشته خبری را از وقایع شهر اصفهان منتشر می کند و سپس با یک فعال سیاسی که اساسا به لحاظ سیاسی خواهان براندازی نظام است در مقام تحلیل گر و متخصص مصاحبه می کند. با توجه به شاخص های نقد منبع ارزش خبر و تحلیل ارایه شده از جانب این رسانه صفر است چرا که اولا صدای آمریکا ارگان رسمی دولت آمریکاست که در حال جنگ اقتصادی با ایران است و با اعمال تحریم ها و فشار به اصطلاح حداکثری خواهان به زانو درآوردن ایران است، لذا از بدو امر اطلاعات سوگیرانه و غیرواقعی است. دوم اینکه خبرنگار راوی در محل حضور نداشته و سوم اینکه تحلیل گر بی طرف نیست و دارای گرایشات سیاسی ضد حکومت ایران است. این مثال قابل تعمیم به تمام شبکه ها و کانالها و رسانه های اینچنین است.
وابستگی
شاخص وابستگی دلالت بر این دارد که اطلاعات دست اول است یا توسط شخص یا اشخاص دیگر نقل قول شده است. برای مثال این روز ها در بیشتر اخبار و تحلیل های خبری از عبارت "به نقل از یک شاهد عینی" استفاده میشود. به مجرد استقاده از این گزاره، اعتبار داده های ارایه شده مخدوش می گردد و یا حداکثر با شک و تردید مورد بررسی قرار میگیرند. دوم اینکه عدم ارایه اطلاعات دقیق از شاهد عینی و ابهام در رصد گرایشات سیاسی و عقیدتی شاهد عینی خود دلیل دیگری مبنی بر مخدوش بودن اطلاعات دریافتی است. در یک مثال کلاسیک معلم مطلبی را در گوش دانش آموزی در ردیف نخست کلاس درس بیان میکند و از او میخواهد مطلب را به دیگری منتقل کند و این روند تا دریافت خبر از بیستمین دانش آموز که در ردیف آخر است ادامه میابد. سپس از نفر اول و آخر میخواهد مطلب دریافتی را در یک ورق بنویسند و ارایه دهند. نتیجه فاجعه بار بود چرا که نفر آخر مطالبی را بیان میکرد که بیشتر آنها در مطالب بیان شده معلم به دانش آموز اول وجود نداشت.
گرایشات، سو گیری و زمینه ها
موضوع مهم دیگر در فرایند نقد منابع و ارزیابی و مدیریت اطلاعات با هدف ایمن سازی فرهنگ شناختی جامعه، شاخص میزان سوگیری و بررسی زمینه ها و گرایشات مولد اطلاعات است. به عبارتی سلامت شناختی افراد جامعه در گرو سلامت منابع اطلاعاتی است و تامین امنیت اطلاعات به معنای تحدید اطلاعات نیست بلکه به معنی تجهیز افراد جامعه به مهارت های تجزیه و تحلیل داده هاست. شناخت عنصر سوگیری و اطلاع از زمینه ها و گرایشات نگارنده داده ها اعم از گرایشات سیاسی، عقیدتی، اقتصادی و دیگر موارد، مرحله مهم دیگر در فرایند واکسیناسیون افراد جامعه در مقابل هجمه های اطلاعاتی و سیل ویرانگر داده ها در فضای مجازی و فیزیکی است. برای مثال فردی یا رسانه ی که دارای وابستگی اقتصادی به کشور خارجی است و از نظر سیاسی تجزیه طلب و خواهان فروپاشی نظام مستقر در کشور است و دارای پیشینه ضد دینی است، اگر تحلیلی مبنی بر فرهنگ ملی، حاکمیت ملی و ارزش های ملی ارایه دهد، در گفته های خود صادق نبوده و دارای اغراض و اهداف پنهان دیگری است.
خلاصه آنکه با گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان تحدید اطلاعات در بلند مدت میسر نیست و از دیگر سو عدم تجهیز شهروندان به مهارت های لازم جهت ارزیابی و گزینش اطلاعات در یلند مدت همراه با نتایج فاجعه بار خواهد بود. به گونه که اخلاق و ارزش های جامعه مورد هجمه قرار خواهند گرفت و جایگاه حقیقت با دروغ و تزویر عوض خواهد شد. عنصر ارزش شناسی در کنار عناصر هستی شناسی، معرفت شناسی و غایت شناسی از ارکان مهم جهان بینی و فرهنگ شناختی هر جامعه است و در واقع معیار افراد در تشخیص حسن و قبح امور، زشت و زیبا بودن پدیده ها است و اساسا اخلاق جامغه بر گرفته از این رکن مهم یعنی محور ارزش شناسی است. وظیفه مهم دانشگاه ها و مراکز پزوهشی صرف بیان نظریه های اخلاق و توصیف الگوهای اخلاقی مطلوب نیست. بیان اینکه اخلاق افراد دارای مبانی تکلیف گرایانه، فایده گرایانه یا هنجار محور است صرفا تولید و بازتولید نظری علم اخلاق است. وظیفه و مسئولیت مهم تر دانشگاه و مراگز پزوهشی و آموزشی تولید، آموزش و اشاعه مهارت های شناختی همچون قدرت نقد منابع نزد افراد جامعه است به گونه ی که آنها را در مقابل بمباران پیوسته اطلاعاتی حفاظت نماید و امکان سوء استفاده دشمنان ملت را سلب نماید. بدیهی است کسترش روابط پژوهشی بین دانشگاه ها و مدارس مهمترین گام در این راستا تلقی میشود. علاوه براین مراجع ذیصلاح همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی باید از طریق مصوبات قانونی زمینه تولید و آموزش این مهارت ها در کلیه سطوح آموزشی را فراهم نماید .

علل فرهنگی ناکامی اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری...

ما را در سایت علل فرهنگی ناکامی اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1398 ساعت: 18:31

صفحه بندی